مهدى لطفى

92

علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى )

سپس قلم بيرون آورد نوشت ، اين كتاب هديه مىشود ، به علّامه امينى ، گفت : اين جواب حواله دو امام امير المؤمنين عليه السّلام و امام حسين عليه السّلام مىباشد . » « 1 » عنايتى ديگر ايشان نقل مىكند در جمع‌آورى الغدير به كتاب « الصراط المستقيم » تأليف شيخ زين الدين عاملى نياز پيدا كردم . لازم به ذكر است كه كتاب مذكور ، خطى و كمياب بود ، و فقط نزد يكى از علماء نجف موجود بود ، قصد كردم بروم در خانه‌اش كتاب را از او امانت گرفته بخوانم ، اتفاقا يك روز به حرم مطهر مشرف شدم ، ديدم كه همان شخص در ايوان حرم مطهر با تعدادى از طلبه‌ها نشسته است ، نزد او رفته و سلام كردم . و از ايشان خواستم كه آن كتاب را به من امانت دهد ، ولى او قبول نكرد ! و گفت تو آن كتاب را نخواهى ديد ، ! ! ؟ خيلى ناراحت شدم ، رفتم كنار ضريح حضرت ، ضريح را گرفتم ، با حال گريه عرض كردم الان متوجه مىشوم كه چه‌قدر غريب و مظلوم هستى ، يكى از دوستداران شما كتابى در مناقب شما نوشته و يكى از علاقه‌مندان شما مىخواهد آن كتاب را بخواند ، كتاب دست يكى از شيعيان شماست ، ولى آن شخص از دادن كتاب امتناع مىكند ! خيلى گريه كردم حالم منقلب شد ، در اين حال به قلبم خطور كرد ، كه

--> ( 1 ) - ربع قرن مع العلامة ص ، 71